تبليغاتX
چیه حسودیت میشه؟ما؟4 تا دوست فقط همین!






















چیه حسودیت میشه؟ما؟4 تا دوست فقط همین!

خاطره ،داستان،جک،خوندنی، شنیدنی و هزارتا چرت و پرت به یاد موندنی.

ناتانائیل ،

مائده ی زمینی .


نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 1:14 توسط دومی| |

چراااااااااا؟؟؟؟

هم قالب وبلاگ هم آهنگمون پاک شده:(

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 18:52 توسط دومی| |

....and me:)

نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 21:51 توسط دومی| |

هنوزم اینجا صدای اون روزامو میشنوم...

چه غم انگیزه فراموشی.............

نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 14:38 توسط دومی| |

سلام

نمیخواستم وبلاگمون حذف شه اومدم که آپش کنم

همه خوبید؟

چقدر زود دیر میشود!!! میخوام تحلیلش کنم:

آخه یعنی چی که میگن چقدر زود دیر میشود!

کلا همیشه ديره مگه نه؟

آدم بستگی داره که مبدا زمانی رو کی بگیره!مثلا من میتونم بگم هیچ وقت دیر نمیشود!

یا مثلا این ادبیاتیا خودشونم نمیفهمن از یه جهت میگن زود دیر میشود بعد میزنن خرابش میکنن میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازس!!

آخه اون حافظ بنده خدا کی از یه کلمه ی ساده ی باده این همه استعاره و ایهامو تشبیهو تناقض(!) میخواست برسونه که حالا این آقایون(البته خانوما بحثشون جداس)شدن برا ما حافظ nام؟؟؟

 

ادبياتم اگه دست برداره از سر من من از سرش دست بر نميدارم!

مشکل از جايي شروع ميشه که انسان فکر ميکنه حاليشه!فک ميکنه عقل همه چيزه(صرف اينکه اسمش عاقله)

و اين يعني غرور!!!
ببين! حالا هي بگو برو ادبيات بخون

اينه درد من!

خواستم جو رو عوض کنم.

خوب حالا نگفتيد خوبيد؟خوشتون هست؟

از نظر شما زندگي چه رنگيه؟
آسمونش چه رنگيه؟

رياضي؟
زيست؟
شيمي؟

همش سفيده پس  اگه با هر کدوم مشکل داريد يه جاي کار ميلنگه

مثلا من که با ادبيات مشکل دارم اين يعني مشکل از اديبان است

اينم از آخر عاقبتش

خلاصه!!!

حالا هرکي فهميد اينا از اثرات يه شهرک مانند بزرگه که خر که هيچي آدمم با بارش توش گم ميشه(دانشگامون)!!!

واسه جايزه يه بار بياد تا نشونش بدم

آقا اولي يني تو نميخواي يه بار از را بياي دانشگامونو ببيني؟

ما اينجا جاده ابريشم داريم...

کلي مغازه و سالن و سينما!!! داريم...

جنگل داريم...

توي جنگلش کلي حيوون داريم!!!!(مار و خارپشت و سگ و شغال و موش و هرچي فکرشو بکني!)

...

خلاصه هرچي بخواي پيدا ميشه

آقا نتايج ارشدمون خيلي خوب بوده

۱ م.شيمي و کامپيوتر کلي هم تک رقمي داريم(بابااااااااااااااااا)

خلاصه اميدوار شدم به دانشگامون(زهي...)

(شتر در خواب...) نه منظورم اون شتري که تو ميگي نبود

خيلي دير شد برم بخوابمفردا کوييز مدار داريم

فک کنم تا آخر سال برسوندش به ۱۶ تا!!!

شب بخير

خدا نگهدار همتون باشه!

نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 2:14 توسط دومی| |

سلام بچه ها خوبین؟

وای... یادش بخیر چه دوران خوبی داشتیم.

کاش تموم نمیشد.

خیلی بده دوری.

خیلی..............

حاضرم حتی واسه ۱ ثانیه ام که شده برگردم و توی همون دنیا زندگیو تجربه کنم.کاش آدما بزرگ نمیشدن

کاش هنوزم توی همون مدرسه ی خودمون بودیم و زنگ تفریحا عشق دنیا رو میکردیم

۱

۲

۳

۴

۵

۴

۳

۲

۱

!!!

یاد باد آن روزگاران یاد باد...

بعد از درصد جالب توجه ادبیاتم تو کنکور که کلی مشعوف شدم اولی شاید باورت نشه ادبیاتمو شدم ۱۹!!!!!!!!

اااااااااااااا!!

کفم برید

بای بای ادیبان جامعه... ما که خیری... نه بابا این قدام بد نبود دیگه

غرض از مزاحمت اینکه سایتمون یه جورایی فیلتر شده بود یا شایدم هک! که مجبور شدم قالبو عوض کنم.

خلاصه شرمنده شدم اولی.ببخشید دیگه.

آقا کجای دانشگاه راحته؟

من و رویا که سخت درگیر شدیم !!

نمره هام دیدنیه

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله دیگه بابا ببین بچتو ول کردی به امان خدا همین میشه دیگه.

از مامانم که خبری نیست.

اصن کجاس؟؟جدی؟؟

حالا که همه درسامو ۰ شدم موندم رو دستتون ...

اینم عاقبت بچه های طلاق.

درس عبرتی واسه دیگران.

ههههههههههههههههههههه

آه بود.

خوب من دوباره مثل همیشه(اشکال تستی) بی خوابی زده به سرم.

چه میشه کرد زندگی سخته.

هیچمی خوبی؟؟

دلم برات تنگ شده.خیلی

اون روز اومدم مدرسه اما نبودی

فک کن کلی با ذوق و شوق اومدم دیدم فقط یکی از کلاسا هست اونم دوم تجربی!!

شما المپیاد بودین ۴ شنبه ظهر.

خلاصه وارفتم

حسنی مدرسه نمیرفت وقتیم میرفت جمعه میرفت یه چیزی تو همین مایه هاس

یادتون هستم همیشه .

راستی این قالبه اگه بده عوضش کنین.

اون یکی نمیدونستم کجاس

قدر مدرسه رو بدونید.دانشگاه قبل از اینکه بفهمی کجایی میبردت رو ویبره ی شب امتحانی

(فک کن ما از ۲۸ مهر تا همین چند روز پیش همش امتحان داشتیم یه ریییییییییز اول کوییزا بعد میان ترما بعدش دوباره کوییزا و بعدم پایان ترما.نفسمون بند اومد بابا)

خوشحالم که هر از گاهی میام اینجا و واسه شما مینویسم دلم باز میشه به یاد اون روزا

امیدوارم اینا رو بخونید.

اما تاثیرات معنویشو میذاره

خوب دیگه آقا ما رفتیم.

شما رو به خدا میسپارم.

نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 0:44 توسط دومی| |

زندگی یک آرزوی دور نیست؛

زندگی یک جست و جوی کور نیست

 زیستن در پیله پروانه چیست؟

 زندگی کن ؛ زندگی افسانه نیست

 گوش کن ! دریا صدایت میزند؛

 هرچه ناپیدا صدایت میزند

جنگل خاموش میداند تو را؛

با صدایی سبز میخواند تو را

زیر باران آتشی در جان توست؛

 قمری تنها پی دستان توست

پیله پروانه از دنیا جداست؛

زندگی یک مقصد بی انتهاست

 هیچ جایی انتهای راه نیست؛

 این تمامش ماجرای زندگیست...

نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 21:30 توسط دومی| |

سلام.

امروز روز غمگینی بود

میدونی اولی یاد کی افتادم؟

 همون روزی که آخرین روز شما بود.

اما کسی نبود که من ازش خداحافظی کنم!

به هیچمی هم نرسیدم!

به حیاط مدرسه نگاه نکردم چون میدونستم کسی نمیاد!

ولی من مجبور بودم برم

خاطرات جالبی داشتیم تو مدرسه یادته؟

هم تلخ هم شیرین.

هرچی بود تموم شد.

کاش نمیشد.

اما یه چیز باحال اگه گفتین امروز چه امتحانی داشتیم؟

..

..

...

این ادبیات روز آخرم دست از سرمون بر نمیداره!!

نمیدونید وقتی رفتم سر جلسه چه حالی بودم!

باییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی رحمتیه!

 

 

نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 19:48 توسط دومی| |

سلام بچه ها خوبین؟

چه خبرا ؟

ما رو نمیبینین خوش میگذره؟؟

ولی به من که اصلا خوش نمیگذره

ههههههههههههههههههه

(آه بودا)

خوب هیچمی چطوری با تنهایی ها؟

دیگه بززززززززرگ شدی

ما اینترنتمون تازه وصل شده واسه همینم تو این یه ماهه حسسسابی شرمنده اولی و هیچمی شدیم.

اما خوب ماهی رو هر وخ از آب بگیری تازس!

اولی و هیچمی جون تولدتون مبارک!

 انشاالله که همیشه زیر سایه مامان باباتون سالم و سر حال باشین

و یکی یکی به آرزو های خوشکلتون برسین.

این که یه کم بزرگونه تره مال اولیه

اینم مال هیچمیه

عزززیززززم

اینم...ریزه یا موشی؟آخه مث هیچ کدوم نیست!

عزیزم جووووووون

مرسی گلم...

مال هیچمی جونم

اینم مال اولی ... حدس بزن توش چیه

 

خوب دیگه آقا ما رفتیم

خوش بگذره .

                                                                     بی نهایتمی و دومی.

 

نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 15:2 توسط دومی| |

 

اسبه زنگ ميزنه سيرک ميگه با مدير سيرک کار دارم . گوشي رو ميدن به مدير

 

سيرک اسبه بهش ميگه آقا من کار ميخوام   مديره ميگه کار نيست    اسبه همينطور اصرار

 

ميکنه   مدير هم انکار تا آخرش مديره ميگه کشتيمون حالا چه کار بلدي؟

 

اسبه ميگه احمق دارم باهات حرف ميزنم!

 

 

 

به غضنفر ميگن عجب مملکت خر تو خري داريم ميگه آره بابا من 3 بار رفتم سربازي هيچکي نفهميد!

 

 

 

غضنفر آهنگ خالي گوش مي کرده ميزنه زير گريه ميگن چرا گريه مي کني؟ با بغض ميگه آخه خوانندش لاله!

 

 

 

ميخه ميفته تو آب زنگ مي زنه در ميره!

 

 

 

غضنفر ميخواسته زيردريايي آمريکاييا تو خليج فارس رو غرق کنه، در ميزنه فرار ميکنه!

 

 

 

غضنفر زمين ميخوره، براي اينکه تابلو نشه تا خونه سينه خيز ميره!

 

 

 

غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

 

 

 

به غضنفر مي گن چرا قرصات رو سر وقت نمي خوري ؟

ميگه : مي خوام ميکروبا رو غافل گير کنم.

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!

 

نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 13:55 توسط دومی| |

س س س س س س س س س س س س س س س س س س س س س س س س س ل ل ل ل ل ل ل ل  ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل  ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل  ل ل ل ل ل  ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م

فقط گفتم یه سلامی عرض کرده باشم

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 14:25 توسط هیچمی| |

امروز نتونستم عشقمو ببینم اصلا از خونه بیرون نیومد؟!
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 18:38 توسط هیچمی| |

عاشقم من/ عاشقي بيقرارم /كس ندارد خبر از دل زارم/ آرزويي جز تو در سر ندارم /من.............

عاشق شدم بيا بهتره بگي مجنون به نظر شما بايد چي كار كنم .....لطفا" نظر بديد خواهش مي كنم

قاصدك

       قاصدك

               قاصدك

                       قاصدك

               قاصدك

        قاصدك

 قاصدك

          قاصدك

                   قاصدك

                            قاصدك

                   قاصدك

          قاصدك

قاصدك

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:31 توسط هیچمی| |

سلام بچه ها خوبین؟

چه خبرا؟

عوضش اینجا یه خبرایی هست

آقا اولی رفت

رفت که بشه خانوم دکتر

حال هم اینجا ما آش پشت پاشو پختیم  ... بفرمایید...

خوب ٬ نوش جون.

حالا آب میریزیم پشت پای اولی

اما نه ترجیح میدو یه مولکول زیبای آب برایزم تا یه لیوان آب آلوده به افکار مردم:

اینم یه عالمه گل رز

دیگه؟...

هیچمی جونم تنها شدی؟

غصه نخوریا یه وخت

اینم واسه توه

 

بوش کن...!!

خوب دیگه آقا ما رفتیم.بای

 

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 16:40 توسط دومی| |

امام حسین(ع):

اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید.

نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 19:24 توسط دومی| |

سلام بچه ها خوبین؟

چه خبرا؟

خوش میگذره ایشاالله ؟

خدا رو شکر.

عیدتون مبااااااارک

 

 

 

خوب دیگه خدافظ.

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 15:9 توسط دومی| |

برف

 برف

  برف   برف   برف

    برف و بارون

     بارون و برف

                 برف و برف

 برف

            برف

                      برف

 

نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 11:3 توسط اولی| |

شلام امروژ خیلی خوش حالم چون می تونم نژر عکش و ... بژارم

.

.

.

.

همین. 

نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 16:38 توسط هیچمی| |

سلام به اولی جونم خوبی؟

اولی  کی؟ سولی...؟ وای ازش بدم میاد چطوری میتونی دوسش داشته باشی؟ مور موره طرف!

اولی اگه حوصلت سر رفته... این همه کار مثلا آهنگ دانلود کن از تو اینترنت

اگه سایت با حال سراغ نداری برو اینجا:

yaronline.com

که ما بهش میگیم یارو آنلاین هر آهنگی که بخوای میری انتخاب میکنی همون موقع برات میخونه!

البته بیشتر آهنگاشو میتونی فقط توی وبلاگ بذاری دانلود معمولا نداره.

اگه حال نداشتی من و بی نهایتمی یه چن تایی گذاشتین تو یه وبلاگه بدبخت! فقط آهنگ داره

:

slies.blogfa.com

اگه خوشت میاد از محمد اصفهانی چون بیشترشون مال اونن.

یا اینکه... بگو یه روز دارشو میارم اونجا باش بازی کن ماهانم میشه نزدیکم که هست

یا...

بذار فک کنم...آهان فیلم ببین فیلمای باحال البته باحالا چون اگه بی خود باشن حالت بدتر میگیره مثلا این سنتوری وااااای خیلی بیخود بود اون روز کلی با خودم کلنجار رفتم که ببینمش یا نه  گفتم بی خیال (یکی از رتبه های یه رقمی گفته بود قشنگ ترین فیلمی که دیدم سنتوری بود)رفتم دیدمش از کل عمرم پشیمون شدم حق داشتن بهش مجوز ندن!البته مضمون(!) اجتماعی خوبی داشت...

بی خیال.

فیلم باحال مثل هری پاتر

نه شوخی کردم هرچی دوس داری.اما از من میپرسی محشره.

خوب دیگه... رمان بخون رمانای باحالی هست...

یه کار دیگه هم که من خیلی طرفدارشم خوابه

بی خیالی...

اولی من اصن درس نمیخونم!یعنی حال نمیکنم!!
اصلا حوصلشو ندارم.

اما دارم دوباره سعی میکنم تو هم برام دعا میکنی؟

آآره این خوبه .خوب دیگه من میرم بای بای.

 

 

نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 14:39 توسط دومی| |

خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ دماغتون چاقه؟ کیفتون کوکه؟ .. خوب! خدارو شکر!!! از کجا چه خبر؟ من که از همه جا بی خبرم!! بی کار و بی عار نشستم تو خونه و ول می گردم که بی کار نباشم! دومی ام که حتما" مشغول درس و ایناس! هیچمی و بیمهایتمی ام که دیگه معلومه حالشون... دومی نبینم مثه این انسان های احمق درس نخونیا!!!! تورو خدا بشین خر بزن به جون خودت ضرر نمی کنی.. به سلیوان ام سلامه مخصوص برسون و بگو: عاشششششششششششششششششقتم!!!! همتونو دوست دارم. خدا نگهدار
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 7:22 توسط اولی| |